زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت




نظرات
به خدا خرج آلبوم هاش با آهنگسازی آقای حجازی بسیار بالاست.البته فواد خان خدای آهنگسازی است.
خیلی عالی بود
بله حق با شماست
شعر پرمضمونو زیباییست
ممنون از حسن سلیقه شما.
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
خوراک RSS نظرات برای این مطلب