ز دست محبوب ندانم چون كنم
وز هجر رویش دیده جیحون كنم
یارم چو شمع محفل است
دیدن رویش مشكل است
سرو مرا پا در گل است
وان خط و خالش مایل است
یار من، دلدار من، كمتر تو جفا كن
یادی آخر تو ز ما كن
رفتم بر آن ماهرو
با او نشستم روبرو
گفتم سخنها مو به مو
یار من، دلدار من، كمتر تو جفا كن
یادی آخر تو ز ما كن
تصنيف قديمی ماهور (غلامرضاخان)




نظرات
نظرلطفتونه، خواهش میکنم...
از حسن سلیقه وزیبائی هنرتان به وجد می ایم
ممنون از شما
موفق باشید
خوراک RSS نظرات برای این مطلب